رسیدن به استقلال مالی از نظر برایان تریسی ( بخش دوم)

رسیدن به استقلال مالی از نظر برایان تریسی ( بخش دوم)

رسیدن به استقلال مالی از نظر برایان تریسی ( بخش دوم)

.3 برای پول ارزش قائل باشید:

پول برای خودش شخصیت داره، به ویژه پولی که از راه صحیح بدست آمده باشه، پس هرجایی نمیره، فقط

جایی میره که بهش احترام گذاشته بشه و جایی که قدرش رو ندونن نمیمونه؛ پس پول جایی میره که بهش

عشق ورزیده بشه، جایی که بهش احترام گذاشته بشه و ستایش بشه.

خُب حالا برای اینکه بفهمید واقعا چه دیدی نسبت به پول دارین و یا اصلا براش ارزش قایل هستتین یا نه

یک راه وجود داره، ببینید چطوری با پولی که همین الان دارید برخورد میکنید، اگر پولهایی که توی جیب

یا کیفتون دارین مثل کاغذ باطله و دور ریز درهم و برهم و مچاله باشه و دسته نشده باشه پنجاه هزار تومنی،

ده هزار تومنی و پنج هزار تومنی، سکه ها پخش و بینظم یکی توی این جیب یکی توی اُون یکی جیب افتاده

باشه احتمالا میتونه به این معنی باشه که کار جنابعالی اونقدرها هم که باید خوب نیست؛ اگر چندتا دسته

چک مختلف داشته باشین و ندونین به چه کسانی از کدوم دسته چک بدین و هیچوقت ندونین که توی هر

حسابتون چقدر پول دارین اونوقته که مشخص میشه ارزش پول رو نمیدونین ، اگتر نتونین قبل از اینکه

قبضهاتون بیاد حد و حدود مبلغ اُونها رو حدس بزنین و ندونین که حدودا چقدر باید براشون کنار بزارین…..

همهی اینها یعنی اینکه به پول احترام نمیذارید و وقتی به پول احترام نذارید اُون پول میاد ولی زیاد نمی مونه فقط میاد یک سری به شما میزنه و میره، بنابراین کسانی که خیلی خیلی به پول احترام میذارند به

دقت حسابها و دسته چکهاشون رو تحت نظر دارند، پولها رو خیلی دقیق  توی کیف به ترتیب و

دسته شده جا میدهند، سکه ها رو خیلی مرتب میچینند توی یک جا سکهای و بعدش میزارند توی کشو یا

هر جای مخصوص دیگه ای؛ افرادی که از نظر مالی نظم و ترتیب دارن همیشته پول دارنتد و دائما پول

بیشتری رو به طرف خودشون جذب میکنند.

خُب حالا اگر متوجه شدین که شما هم برای پول ارزش قایل نیستین از کجا بایتد شروع کنید ؟؛ تصمیم

بگیرید، از این به بعد بگید میخوام برنامه های مالی خودم رو مرتب و منظم کنم، میخوام اگر شده یک هفته

یا یک ماه وقت بزارم و بشینم و همه ی مسائل مالی زندگیم رو مرتب و مشخص کنم، میخوام تا ریال آخر

داراییهای خودم رو حساب کنم و بدست بیارم، میخوام بودجه و هزینهای رو که برای هر چیزی کردم مورد

بررسی و تحلیل قرار بدم، میخوام درآمدهام رو نسبت به هزینه هام حساب کنم، میخوام ببینم چه هزینه هایی

توی زندگیم دارم، کدوم یکیشون متغیره؟ کدوم یکیشون قابل بررسیه؟ کتدوم یکیشتون الزامی و ناگزیر ه؟

کدومشو میتونم حذف کنم و کدومشون قابل کم و زیادکردنه؟ به یک بیان دیگه : وقتی شروع کنید به

حساب کتاب مالی خودتون اوضاع مالی شما تغییر میکنه.

یک تکنیک ساده و در عین حال موثر برای این موضوع اینه: همیشه یک دفتر یادداشتت همراهتون داشته

باشید و هرچیزی که در طول یک هفته خرج میکنید یادداشت کنید، دقت کنید که هر خرجی توی خونه و

توسط هر یک از اعضای خانواده میشه نوشته بشه، مثلا چهار هزار تومن هزینه ی پست، سیصد تومن برای

کوکاکولا و… مطمئن باشید که این کار فلسفه و دید شما را نسبت به پول تغییر میده، وقتی هزینه ها رو ثبت

کنید و به اُونها اهمیت بدین و کم کم شروع کنید به تحلیل اُونا متوجه یک سری موارد غیر معمول میشید،

هزینه های غیرمعمولی رو میبینید و کم کم به فکر چاره ای برای تغییر یا جابجا کردن یا کاهش اونا میکنید،

به این ترتیب اوضاع مالیتون هر روز مرتبتر و منظم تر از قبل میشه .

ب همون مقداری که واسه ی بدست آوردن پول وقت صرف میکنید، واسه ی بررسی سرمایه گذاری اونم وقت صرف کنید؛

بعضی موقعها آدمهایی رو مشاهده میکنید که خیلی عالی پس انداز میکنن و خیلی خوب

پول رو نگه میدارن و جمع می کنن، اما به محض اینکه به اُون ها پیشنهاد سرمایه گذاری میشته سریع و

بدون فکر قبول میکنن، بقول معروف بشمار سه در کاری که هیچ اطلاعی از اون ندارن سرمایه گذاری می کنن، کافیه فقط به اونها بگید من یک شرکت دارم سریع هول میشن و پولشون رو سرمایه گذاری میکنن یا

به اونها بگید بورسم واسه ی سرمایه گذاری بد نیستها، سریع دست تو جیبشون میکتنن و هرچی دارن رو

خرج میکنند؛ برای من واقعا تعجب آوره که این افراد چطوری با این سرعت پولشون رو در اختیار دیگران

قرار میدهند.

امروزه آمریکا واقعا غرق در فریبکاری و کلاهبرداری شده، بخاطر تنوع زیادی که در اقتصتاد ما وجود داره،

کلاهبرداران مثل قارچ از زیر زمین سر بیرون میآورند و میدونید اصلی ترین ابزار مورد استفادشون چیه ؟

تلفن، بله تلفن، حتما تا حالا از این تلفنها به شما هم شده که فلان جنس رو برات می فرستم که فُلان

مزایا رو داره و هزار یک تفصیر دیگه اینطور نیست؛ یادتون باشه که هیچوقت از اون ها خرید نکنید به هیچ

وجه از پشت تلفن با هیچکسی شریک نشین و در هیچ کاری هم سرمایه گذاری نکنین، یک مثل معروف

هست که میگه راحت ترین کار در مورد پول از دست دادنشه.

پول درآوردن سخته جمع کردن پول خیلی سخته ولی از دست دادنش راحته یک ضرب المثل ژاپنی میگه

پول در آوردن مثل کندن چاه روی ماسه با سوزنه ولی از دست دادن پول مثل ریختن آب روی ماسه است،

پس حواستون باشه که تقریبا هر چیزی که اطراف شماست یه دامی برای مصرف کردن یا از دست دادن

پوله .

د .کوچکترین جزییات مربوط به تجارت رو مطالعه کنید،

همون دوستی که اول این بحث در موردش با شما صبحت کردم و گفتم که هشتصد میلیون دلار ثروت داره رو یادتونه کمتر کسی رو دیده بودم که آنقدر واسه

تصمیم گیری و سرمایه گذاری وقت بذاره با دقت و وسواس شدید جزیی ترین موارد مربوط به سرمایه گذاری

رو بررسی میکرد و هر چقدر مبلغ سرمایه گذاری بیشتر بود بیشتر دقت میکرد اون جزئیاتی از کار رو در

نظر میگرفت و بررسی میکرد که بعضی وقتها حتی اون رشته خاص رو هم نمیدونست، به اون پیشنهاد

سرمایه گذاری توی یک معدن مولیبیدیوم شده بود اُون شروع کرد به مطالعه در مورد مولیبیدیوم و هر نوع

اطلاعاتی در مورد قیمت، تغییرات قیمت، مقدار تقاضای بازار جهانی، هزینه های استخراج و حمل و نقل ،

هزینه ی ابزار و وسایل لازم برای استخراج ، بازار آیندهی این فلز در پنجاه سال گذشتته رو بررستی کترد تتا

نهایتاً تصمیم گرفت پنجاه میلیون دلار روی یک معدن مولیبیدیوم سرمایه گذاری کنه شما در مورد

مولیبیدیوم چی میدونید، من که خودم هیچ اطلاعاتی ندارم.

این معدن فقط یکی از 211 موردی بود که توی اونها سرمایه گذاری کرده بود، اون بیشتر از اونچه حتی بشه

تصورش رو کرد در مورد مولیبیدیوم اطلاعات داشت، اون سوالهای بسیار هوشمندانه و دقیقی رو در مورد

مولیبیدیوم مطرح میکرد، وقتی کار معدن تموم شد حدود صد و پنجاه میلیون دلار سود کرده بود، فقط از

سرمایه گذاری در معدن مولبیدیوم، چون به خوبی در مورد این فلز اطلاع داشت و باور کنید که هیچکس

جرات نمیکرد حتی فکر کلاهبرداری از اُون توی این زمینه رو به ذهن خودش راه بده.

ه . با کسانی سرمایه گذاری کنید که حرفهای هستند و سوابق روشن و موفقی دارن، با حرفه ایها شریک بشین؛

یکی از دوستای میلیاردر من تعریف میکرد: یک بار یک نفر از یک شرکت پرآوازه اومد سراغ من و

گفت ما سرمایه گذاری فوق العاده ای واسه ی شما در نظر داریم و من دوست دارم مشاور شما توی این

سرمایه گذاری باشم، بهش گفتم خب خوبه، خیلی خوبه آفرین، گزارشهای مالی خودتون واسه من بفرستید.

متوجه هستید؟ یعنی عملا به ایشون گفته اگر میخواین وضع مالی من رو بدونید پس منم می خوام

وضعیت مالی شما رو بدونم، اگر میخواید پول من رو در کاری سرمایه گذاری کنید، منم می خوام دقیقا از

وضعیت مالی شما و سوابق شما خبر داشته باشم؛ چرا ؟ چون میخوام مطمئن باشم کته شما بهتر از من

میتونید تصمیمات مالی بگیرید، یعنی اونقدر تصمیمات درستی گرفتید که وضع مالیتون خوب شده ، از

اونجا که شما پیشنهاد این موضوع را مطرح کردین باید خیلی از من بهتر باشید ، پس لطفا گزارش های

مالیاتی سال گذشته خودتون واسته ی متن بفرستتید با این تفاسیر فکر می کنید چند مورد از این

کلاهبردارهای تلفنی واسه ی بار دوم به اون زنگ میزنن؟ اگر کسی به شما پیشنهاد سرمایه گذاری داد

بهش بگید خیلی خُب میشه من وضیعت مالی و سرمایه ای شما را ببینم؟ شما از من پول میخواید و منم

میخوام وضعیت مالی شما رو ببینم و ببینم که شما قبلا با سرمایه های خودتون چه کارهایی کردین هیچ

اشکالی نداره که همچین چیزی رو از طرف مقابل بخواید، مطمئن باشید که از کسایی که دوست نداشته

باشند که این اطلاعات در اختیار شما بگذارن یک ریگی به کفش دارند، همیشه هزار و یک دلیل واسه ی

پنهان کاریه کار خودشون میارن و هیچ وقتم دوباره هیچ خبری از اونا نمیشنوید اما تر وقت به موردی

برخورد کردید که با افتخار گزارش مالی خودش رو به شما نشون داد و دیدید که سابقه ی کاری خوبی داره

مطمئن باشید که گزینه مناسبیه؛ به قول معروف خودشه و اگر واسه همچین کسی سرمایه گزاری کنین

زدید وسط خال، پس اگر میخواین ثروتمند بشین با افراد ثروتمند سرمایه گذاری کنید نه افراد فقیر.

./پایان رسیدن به استقلال مالی از نظر برایان تریسی ( بخش دوم)

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۱

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *