درباره ما

 

آکادمی ثروت و موفقیت الماسیان  به دست استاد الماسی یکی از جوان ترین میلیونرهای خودساخته ی کشور تاسیس و به کمک

تیمی کارشناس و زبده رسالت خویش را آموزش به هم میهنان عزیز قرار داده اند که با این عمل ذکات علم و هنر خویش که به

اشتراک گذاری آن با دیگران است را بپردازند و تا حدی شکرانه این نعمت خدا دادی بزرگ را به جای آورند .در این آموزش ها

جدیدترین و کارامدترین روش های آزمایش شده ی کسب موفقیت در اختیار هموطنان عزیز قرار می گیرد که با اندکی تامل و

پشتکار در این مسیر آنها نیز میتوانند دریچه های موفقیت و ثروت را به روی خود و آیندگان خود باز کنند.

 

مـهـم نـیـسـت که  امــروز در چه مـرحـلـه ای هسـتـیـد 
مـهـم آیـنـده شـمـاسـت کـه  خلــق خواهید کــرد
و مـا نـیـز در ایـن مـسـیـر  همـراه  شـمـا هـستـیم

مهدی الماسی کیست؟

شاید هم واسه شما هم واسه خیلی از افراد سوال شده باشه که مهدی الماسی کیه؟ چیکاره هست؟ چی شده اومده در این حوزه فعالیت

میکنه؟ و چه دستاورد هایی داشته که حالا اومده آموزش میده بزارید از زبان خودش بشنوید :

 

سلام

مهدی الماسی هستم شاید بعضی از شما ها منو بشناسید شایدم هم نشناسید سی و چند سال عمر دارم و . . .

از ابتدای زندگیم بگم واستون بهتره تا 7.8 سال پیش یک فردی به تمام معنا شکست خورده در همه زمینه های زندگی . شکست خورده

در روابط شغل و مهتر از همه یک فرده مایوس و شکست خورده در برابر خداوند مهربان.

بین سال 89 و 88 بود که ازدواج کردم و به قول معروف میخواستم برای خودم کاری بکنم و یک فرد مستقلی باشم برای خودم. ابتدای

سال 89 بود که یک شغل برای خودم دست و پا کردم . چه شغلی؟ شغل فروش لوازم خانگی و لوازم آشپزخانه . چرا حالا این شغل؟ چون

پدرم سال ها در این صنف فعالیت میکرد یعنی به قول خودش موی سفید کرده بود در این کار. منم به توصیه پدرم با سرمایه اندک که با

وام  گرفتن جور کرده بودم  وارد این شغل شدم و با هزاران امید و آرزو …

 

سال 89 فروشگاه خودمو افتتاح کردم و جنس اوردم و منتظر فروش اجناسم بودم در عین ناباوری تا چندین ماه اصلا فروشی نداشتم

یعنی تا 2 ماه اصلا فروشی نداشتم حتی 1 قلم جنس. و در ماه سوم و چهارم شاید در ماه 2 تا 3 قلم جنس میفروختم.

خیلی داشتم اذیت میشدم ولی این باور در وجود من بود که چون مغازه را تازه باز کردی کسی تو را نمیشناسه و باید یکم صبر کنی و به

همین منوال ادامه دادم تا سال 89 به پایان رسید و یه حساب کتاب کوچک کردم دیدم چیزی که به دست نیاوردم هییییچ تازه بدهکارم

شدم !!!

خلاصه تا پایان سال 91 ادامه دادم ولی دیدم هر روز داره اوضام وخیم تر میشه هر روز بدهکاریام داره بیشتر میشه و کم کم تا مرز ورشکستگی پیش رفتم و به این نتیجه رسیدم که این کار به درد من نمیخوره و فروشگاه را تعطیل کردم با نزدیک به صد میلیون بدهی و تماس های مکرر طلبکار ها برای گرفتن پولشون دوباره وام گرفتم تا بدهی ها را بدم و بعدش رفتم سراغ یک شغل دیگه …

و شغل کارمندی را برای خودم انتخاب کردم حدودا 4.5 ماه هم در یک کارخونه پرورش قارچ کار کردم با چه مشقت و سختی شب ها

اضافه کاری میموندم ساعت های زیادی کار میکردم ولی بازهم اوضاع تغییری نکرد واسم.

حتی دو سه ماهی هم رفتم و مسافرکشی کردم اونم بدون ماشین. با ماشین یه نفر دیگه در همین اوضاع و احوال یکی از دوستانم بهم

پیشنهاد داد که با توجه به درسی که خوندی کار کن تو که یکی دوسالی هم تو اون حوزه بودی و بلدی و همین شد  که من رفتم سراغ

مشاوره ( رشته داشگاهیم روانشناسی بود ) تو اون کار درسته خیلی چیزی عایدم نشد ولی شغلی بود که واقعا بهش علاقه دارم…

 

چند ماهی هم با چند تن از دوستان و هم دانشگاهی های خودم در رشته مشاوره فعالیت داشتم و در همین اوضاع و احوال بود که با

چندتا کتاب آشنا شدم و مهمتر از همه بعد از اون با یکسری قوانین آشنا شدم.

کتاب ها چی بود؟

« کتاب راز  و کتاب بنویسید تا اتفاق بیفتد و کتاب حکایت دولت فرزانگی »

 

وقتی داشتم کتاب ها را میخوندم انگار یه چیزی در درون من شعله ور شد و هی داشتند به تلنگر میزدند. پیش خودم گفتم من اصول

این کتاب ها را اجرا میکنم اگه راست باشه خوب واسه منم اتفاق میفته اگرم خوب نبود که چیزی را ازدست ندادم  این در حالی بود که

اوضاع زندکیم به شدت سخت بود تازه فقط خودم تنها نبودم یک نفر دیگه هم تو این زندگی با من بود.

دقیقا یادمه از تاریخ بهمن ماه سال 92 بود که زندگی من شرووع به تغییر کرد . احساس و حالم فووق  العاده عالی بود مشکلاتم در

روابط حل شد ارتباطم با خداوند خوب شد با پدر و مادر و اطرافیانم بهترین رابطه ها را داشتم و این در حالی بود که هنوز مشکلات

مالی سرجای خوودش بود.

پیش خودم گفتم قضیه چیه؟ مکنه همه مسائلم حل شده؟ پس مشکلم در مسائل مالی کجاس؟ چرا هرچی بیشتر تلاش میکنم کمتر

موفق میشم؟ راسی تا یادم نرفته بگم من بعد از اینکه از دوستان مشاورم جدا شدم دوباره رفتم سراغ شغل اول خودم ولی با احتیاط

فراوان چند روزی درگیر همین سوال بودم که یه کیلیپ تصویری از اقای انتونی رابینز دیدم و خیلی مسائل واسم باز شد و فهمیدم که

مشکل من در مسائل مالی برمیگرده به باورهای محدود کننده ای که در مورد پول و ثروت دارم .

وقتی فهمیدم مشکلم کجاس دیگه چسبیدم بهش و شروع کردم روی خودم و باورهای

خودم کار کنم شروع به کتاب خوندن کردم از استاید داخل و خارج از ایران  والاس

وتلز ، راندا برن ، جک کنفیلد ، آنتونی رابینز ،بریان تریسی ،رابرت کیوساکی و حتی

استاد آزمندیان، استاد عباسمنش، استاد فرهنگ، استاد جهانگیری، استاد خیراللهی،

استاد تیموری و و و

و اونجا بود که کم کم اوضاع مالی من شروع به تغییر کرد و دیگه داشت روبراه

میشد فروش مغازم رفت بالا درامد خوب شد شروع به پس انداز کردم بدهی های

خودمو کم کم شروع کردم پرداخت کنم … ولی واقعا با سرعت لاکپشتی داشتم

حرکت میکردم.

تا اینکه بعد از 3 سال شاه کلید اصلی را پیدا کردم و حالا من مهدی الماسی هدف

و ماموریتم این هست که به تمامی افرادی که علاقه مند هستند و دوست دارند مثل
من به موفقیت برسند کمک کنم.

 

 

چرا اومدم کار کردن در این حوزه ؟ شاید برای شما گنگ باشه اما من رسالت خودم رو در این کار دیدم . چون در این حوزه تحصیل کردم

چون در این حوزه کار فراوان و مطالعات زیادی داشتم و مهتر از همه من عاششق کمک کردن هستم عاششق مشاوره هستم عاششق

این هستم که به تک تک افراد با صدای بلند و رسا بگم :

من مهدی الماسی با این گذشته سخت با این مشقت فراوان توانستم به لطف خداوند به

لطف یزدان یکتا به جایی برسم که شاید آرزوی 99% درصد افراد  کل دنیا باشه. پس اگر

من توانستم تو هم میتوانی به هرآنچه که در ذهن داری به هرچیزی که آرزوی اونا داری

برسی و من هم در این مسیر همراه تو هستم.

تاریخی که دارم این متن را آماده میکنم  شهریور ماه سال 96 هست و با صراحت اعلام میکنم که من در 2 حوزه کاری کاملا متفاوت به

حدی پیشرفت کردم که با 2 سال پیش خودم اصلا قابل مقایسه نیست و  تا اخر سال 96 (و یا شاید هم تا بهمن ماه سال 96) شغل اول

خودمو یعنی فروشگاه لوازم خانگی خودم  را رها کنم و تحویل همکارانم بدم و فقط در این حوزه فعالیت کنم . چون رسالت وجودی من

همین کار هست چون در وجودم در اعماقم دورنم این حس واسم وجود داره که به هرکس که خواهان موفقیت هست کمک کنم.

 

چیزی که در من در کارم واقعا عاشقش هستم اینه که مدام نتایج  خارق العاده ای رو که افراد از دوره های من میگیرند  می بینم که

در عرصه های مختلف، نتایج عالی و شگفت انگیزی کسب میکنن و مدام این رشد و پیشرفت ادامه داره. به همین علت، من و تیم

آموزشی آکــادمـی الـمـاسـیان اینجا هستیم  تا  بر اساس مطمین ترین و سریع ترین راه های تضمینی و تست شده برای شروع، رشد

و دستیابی فوری به نتایج عالی، برای شما همراهان عزیز و گرامی آماده کنیم .

پس اگه برای تغییر آماده هستی اگه واقعا تشنه موفقیت هستی اگه واقعا میخوای در

حدی ثروتمند بشی که هرچیزی را اراده کردی راحت بتونی بخری و دست و دلت نلرزه با

من  همراه شو …

 

پس من مهدی الماسی یک دهه شصتی با سی و چند سال سن به عنوان یک میلیونر جوان ایرانی  به شما با جرات میگویم به در این

مسیر با من همراه شوید و خوشبختی ازادی و ثروت را پیدا کنید.

اگر بخواهیید تغییری در زندگیتان ایجاد کنید و تحولی بزرگ باشد برای شما : من مهدی الماسی کنار شما هستم و خواهم بود چون

رسالت وجودی من بر همیت اساس است.