زندگی شاد (حشره‌ای موذی به نام عصبانیت)

زندگی شاد (حشره‌ای موذی به نام عصبانیت)

حشره‌ای موذی به نام عصبانیت

آیا شما هم فکر می‌کنید که مثل گذشته حافظه قوی‌ای ندارید؟ مثل قدیم، سریع فکر نمی‌کنید؟ این اواخر خیلی بیشتر از گذشته از عبارت «نوک زبانم بودا» استفاده می‌کنید؟ دیگر مثل قدیم سریع نمی‌توانید تصمیم بگیرید؟ دیگر چیزهایی که مطالعه کرده‌اید یادتان نمی‌ماند؟ قول و قرارهایتان را فراموش می‌کنید؟ خوب چرا؟ چرا اینقدر عوض شده‌اید؟
جواب اینجاست: چون یک سری حشرات در حال خوردن مغز ما هستند و مغز ما در حال کوچک و کوچک‌تر شدن است. حشره؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟ مگر حشره هم مغز می‌خورد؟ اصلاً این حشرات چطور می‌روند توی مغزمان؟ بله یکی از این حشرات موذی، “عصبانیت” است. وقتی عصبی هستیم مغزمان کوچک می‌شود و همه اتفاقات وحشتناکی را که بیان کردیم، همچون بلایی آسمانی، بر سرمان نازل می‌شوند!
تندخویی یا عصبانیت دو واژه‌ای که تقریباً یک معنی را می‌دهند و این روزها، به یار که چه عرض کنم، به دشمنان جانی و همراه همیشگی خیلی از ما تبدیل شده‌اند. در حال راه رفتن هستیم که بدون هیچ دلیلی عصبانی می‌شویم، از رنگ لباس فردی خوشمان نمی‌آید، از اینکه دیگران مطابق میل ما رفتار نمی‌کنند و حرف نمی‌زنند و … به راحتی عصبی می‌شویم. این حشره موذی به راحتی مغز ما را می‌جود، مدام پشیمانی را به ما تقدیم می‌کند و نتیجه پشیمانی چیزی نیست جز:
 کوچک شدن مغز! 

(حشره‌ای موذی به نام عصبانیت)

اینکه در لحظه عصبانیت تصمیم درستی نمی‌گیریم تقریباً موضوع مشخصی است، چون به اصطلاح «نمی‌توانیم منطقی فکر کنیم»، پس تصمیم اشتباه می‌گیریم و اگر کسی ما را عصبانی کرده باشد، کاری می‌کنیم که بعداً خیلی از انجامش پشیمان می‌شویم و اگر هم چیزی عصبانیمان کند، دنبال یک نفر برای خالی کردن عصبانیت‌مان بر سرش می‌گردیم و دوباره نتیجه‌اش چیزی جز پشیمانی نیست. پشیمانی ما هم اصولاً با خودخوری‌ شروع می‌شود، با گفتن جمله‌های کاش دار: «کاش آن حرف را نمی‌زدم»، «کاش این گونه رفتار نمی‌کردم». جواب این ای کاش‌ها را هم تقریباً همه شنیده‌ایم: «کاشکی را کاشتند، سبز نشد که نشد.» اما افسوس که کار از کار گذشته و دقیقاً به همین دلیل که نمی‌توانیم اشتباهی را که انجام داده‌ایم اصلاح کنیم، این حشره موذی فرصت را غنیمت می‌شمارد و شروع به جویدن مغزمان می‌کند.
حالا بیایید چند دقیقه با خود فکر کنیم! تا کنون با عصبانیت خود چند مشکل را حل کرده‌ایم؟ چقدر احساس آرامش داشتیم بعد از عصبانی‌ شدنمان؟ اصلاً به چه دردی می‌خورد این عصبی شدن؟
جواب مشخص است! هیچ مشکلی را حل نکرده‌ایم و شاید بدتر هم شده است و تازه آرامش و سلامتی خودمان را هم از دست داده‌ایم.
آیا تا به حال موقع عصبانیت به آینه نگاه کرده‌اید؟
البته که نگاه نکرده‌اید، چون در آن لحظه قیافه‌تان خنده‌دار می‌شود و با نگاه کردن به خودتان خنده‌تان می‌گیرد.
یک قاعده برای جلوگیری از این همه مشکل وجود دارد و آن «قاعده‌ی ۵ ثانیه» است. برای ما افرادی که هر روزه، این ‌همه زمانمان را هدر می‌دهیم، شاید ۵ ثانیه اصلاً زمانی نباشد! ولی این زمان کوتاه می‌تواند معجزه آرامش را به ما هدیه دهد.
قاعده‌ی ۵ ثانیه
 زمانی که به هر دلیلی عصبی شدید، پنج ثانیه بایستید و فکر کنید. به پنج ثانیه بعد فکر کنید! فکر کنید که چقدر پشیمان خواهید شد و چقدر مغزتان را کوچک خواهید کرد! سپس از فردی که باعث عصبانیت شما شده است، بپرسید چرا؟ چرا، بزرگترین کشف تاریخ بشر است. با این حرکت، طرف مقابل در یک آن تسلیم می‌شود چون انتظار چنین برخوردی را ندارد. حتی برای عذرخواهی پیش قدم شو، اجازه بده گاهی حق با دیگران باشد در صورتی که می‌دانی حق با توست؛ چرا که آرامش ما در لحظه عصبانیت از هر چیزی مهم‌تر است. البته پرسیدن چرا، همیشه هم جواب دلخواه ما را نمی‌دهد! اگر طرف مقابل برخورد خوبی نداشت، بخند و بگذر! مطمئن باش این رفتار تو مؤثر خواهد بود. اصلاً بگذارید به جای مغز شما، مغز طرف مقابلتان کوچک شود! پنج ثانیه سکوت در برابر هر رفتار مثبت یا منفی چه قدرتی به ما می‌دهد. اینکه ما بازیچه دست دیگران نباشیم که هر وقت هر کسی خواست بتواند ما را عصبانی کند، حس فوق‌العاده‌ای است. به شما پیشنهاد می‌کنم تجربه‌اش کنید.
باید، همیشه تلاش کنیم که هدفمان حل مساله باشد نه بزرگ کردن آن؛ داد زدن و زورگویی را که همه بلدند! ولی کمتر کسی پیدا می‌شود که بخواهد به جای زورگویی و سروصدا راه انداختن، مسئله را حل کند!
البته همه تقریباً هدفشان حل مسئله است، اما با روش خودشان! اگر از نگاه دیگری بخواهیم به مسئله نگاه کنیم، عصبانیت وجود ندارد؛ بلکه آن‌چه که هست زورگویی قوی به ضعیف است. وقتی دستمان به جایی بند نیست، وقتی نمی‌توانیم حقمان را از کسانی که با ما رفتار خوبی نداشته‌است، بگیریم، شروع می‌کنیم به گشتن… و آن وقت اولین کسی را که از ما ضعیف‌تر است پیدا می‌کنیم و عصبانیتمان را بر سرش خالی می‌کنیم. پس، سعی کنیم که نگذاریم این حشره مزاحم بیش‌تر از این مغزمان را بخورد.
فراموش نکنیم که ما اگر ما دیگران را می‌بخشیم، صرفاً به این علت نیست که آن‌ها شایسته بخششند، بلکه به این معناست که ما شایسته آرامش هستیم! از آرامشتان لذت ببرید.

 

پایان حشره‌ای موذی به نام عصبانیت./

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۴

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *