ثروتمند ترین آمریکایی چگونه میلیاردر شد؟ ( قسمت دوم)

ثروتمند ترین آمریکایی چگونه میلیاردر شد؟ ( قسمت دوم)

ثروتمند ترین آمریکایی چگونه میلیاردر شد؟ ( قسمت دوم)

 

به این ترتیب اوایل فوریه ١٨۶۵ در یکی از آخرین روزهای جنگ داخلی آمریکا در یک دفتر اداری تنگ در کلولند دو مرد جوان که دیگر دشمن هم محسوب می‌شدند قدرت مالی خود را به بوته آزمایش گذاشتند. کلارک در زندگی بسیار دست و‌دلباز و تجمل‌گرا بود، اما از ریسک اقتصادی می‌ترسید. در مقابل راکفلر هر گاه یک ایده تجاری را می‌پسندید دیگر در راه دستیابی به آن از هیچ ریسکی نمی‌ترسید.

کلارک او را بزرگ ترین بدهی سازی که دیده است می‌نامید. این کاپیتالیست به معنای واقعی هرگونه پیشنهادی را که رقیبش می‌داد با یک رقم بالاتر بی‌اثر می‌ساخت تا آنکه بالاخره گفت: ۶٢ هزار و ۵٠٠ دلار! و برنده حراج شد. کلارک تسلیم شد و راکفلر بزرگ‌ترین پالایشگاه شهر را در اختیار گرفت. بعدها راکفلر گفت: آن روز را من آغاز موفقیت خود در زندگی‌ام می‌دانم. با پایان جنگ داخلی عطش نفت بیشتر شد. روز به روز مردم چراغ‌های خویش را بیش از گذشته با نفت پر می‌کردند.

جیمز گارفیلد، نماینده کنگره آمریکا، در سال ١٨۶۵ نوشت: «حالا به جای پنبه این نفت است که بر دنیای تجارت حکم می‌راند.» با رشد مصرف نفت به تدریج افراد بیشتری به دنبال پول در آوردن از نفت استخراج شده در پنسیلوانیا افتادند. در کلولند، نیویورک، فیلادلفیا و بوستون پالایشگاه‌های زیادی تاسیس شد. از آنجایی که نفت تولیدی این پالایشگاه‌ها تفاوت چندانی با یکدیگر نداشت، آنها تنها می‌توانستند بر سر قیمت با هم رقابت کنند. هر کس ارزان‌تر تولید می‌کرد، برنده بود.

برنده راکفلر بود. برخلاف گاتفرید دایملر، خالق اتومبیل، او محصول جدیدی تولید نکرد. برخلاف هنری فورد، پدر تولید انبوه، او روش جدیدی برای تولید مطرح نکرد. آنچه که راکفلر بنا نهاد به همان اندازه که پیش افتاده و ابتدایی به نظر می‌رسید، انقلابی بود. این بنای پایدار، قدرت توسعه بود.

وی با همراهی هنری فلاگلر، شریک جدید خود که سابقا کارخانه نمک داشت، شرکت استاندارد اویل را تاسیس کرد. استاندارد اویل اولین شرکت نفتی ایالات متحده محسوب می‌شود. شرکت مذکور را یکی از اولین شرکت‌هایی در طول تاریخ می‌دانند که آنچه را امروز یکی از اصول اولیه تجارت شمرده می‌شود مورد توجه قرار داد: مهم داشتن مزیت توسعه.

راکفلر جنگل‌ها و کشتی‌های بخار را می‌خرید، بشکه‌های مورد استفاده برای نگهداری نفت را خودش تولید می‌کرد، کار بارگیری و انتقال از طریق کانال‌ها و دریاها را هم مستقیما انجام می‌داد. او می‌خواست با چنین کاری سود خود را مستقل از نوسان هزینه‌های حمل و نقل و قیمت چوب کند. حتی جاسوس و مامور مخفی استخدام می‌کرد، پالایشگاه‌های رقیب را می‌خرید.برخی از پالایشگاه‌ها را تعطیل و برخی از آنها را هم با یکدیگر ادغام می‌کرد. او تولید را افزایش می‌داد و قیمت‌ها را پایین می‌آورد.

به این ترتیب بقیه رقبا تسلیم یا وادار به فروش مجموعه خویش می‌شدند. تنها ظرف یک سال استاندارد اویل در کلولند از مجموع ٢۶ شرکت رقیب خود، ٢٢ شرکت را تصاحب کرد. به زودی راکفلر صاحب مقادیر عظیمی ذخایر نفت شد. در پی چنین وضعیتی او به مخاطبی محبوب در میان شرکت‌های راه آهن بدل شد. زیرا این شرکت‌ها بسیار مایل بودند که کار حمل و نقل نفت تولید شده را بر عهده بگیرند.

تنها راکفلر می‌توانست پر شدن قطارهای آنها را تضمین کند. در آوریل ١٨۶٨ کورنلیوس واندر بیلدت، غول صنعت راه آهن که به اژدها معروف شده بود، نهایت توان خود را به کار برد تا در دفتر این جوان ٢٩ ساله قرارداد نهایی را امضا کند. راکفلر از وضعیت موجود استفاده کرد و قرارداد را با شرط دریافت تخفیف‌های کلان امضا کرد. به این ترتیب او توانست باز هم قیمت نفت را پایین آورده و همان طور که خودش می‌گفت: عرق تعداد بیشتری از رقبا را در آورد.

چند سال بعد بستر بازی تغییر کرد. حالا دیگر نفت از طریق خطوط لوله به نقاط مختلف کشور فرستاده می‌شد، اما مهم ترین قاعده بازی همچنان پابرجا بود: بزرگ‌ترین‌ها برنده می‌شوند. راکفلر تمامی زمین‌های منطقه‌اش را می‌خرید تا رقبا نتوانند در آنها خطوط لوله نفت بسازند. او در غرب پنسیلوانیا شبکه‌ای عظیم از خطوط لوله مختص خویش ایجاد کرد.

چرنوف، نویسنده بیوگرافی راکفلر، می‌نویسد: به محض آنکه یک کاوشگر نفت به نفت می‌رسید، استاندارد اویل در کنارش حاضر می‌شد تا منابعش را استخراج کند. این کار هم بقای تولیدکنندگان نفت را تضمین می‌کرد و هم وابستگی بی‌چون و چرایشان را به استاندارد اویل.

استاندارد اویل به تدریج چنان رشد کرد که به قدرت انحصاری بدل شد. اوایل دهه ١٨٨٠ استاندارد اویل که مقر آن در خیابان برادوی شماره ٢۶ در شهر نیویورک بود به کمک شرکت‌های تابعه حدود ٩٠ درصد فعالیت‌های پالایش نفت در آمریکا را تحت کنترل داشت. راکفلر تقریبا کل فعالیت‌های تولیدی را در سه پالایشگاه عظیم که بسیار سودده‌تر از تاسیسات کوچک بودند، متمرکز کرد.

ده‌ها سال بعد آلفرد دی، چندلر، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، به این نتیجه رسید که اقدام مذکور سود راکفلر را دو برابر کرد و پایه‌های یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها در تاریخ صنعت را بنا نهاد

پایان مقاله ی ” ثروتمند ترین آمریکایی چگونه میلیاردر شد؟  ” ./

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *