یکشنبه , ۸ اسفند ۱۳۹۵

شرکت‌های «جی‌سی» حلقه مفقوده دانش اقتصادی ایران (قسمت آخر)

شرکت‌های «جی‌سی» حلقه مفقوده دانش اقتصادی ایران (قسمت آخر)

 

یعنی خارجی‌ها هیچ نقشی در زمین خوردن آنها نداشتند؟

بعضی معتقدند خارجی‌ها نگذاشتند این شر کت‌ها در ایران رشد کنند باید بدانیم که ضربه واقعی را از درون سیستم به دلیل کم اطلاعی مسوولانی با این روش از کار خورده‌ایم، به شرط داشتن دانایی کافی امکان کار کردن در کشور فراهم بود و این می‌توانست تولید ناخالص داخلی را به معنی واقعی بالا ببرد، اگر می‌توانستیم این شرکت‌ها را در زمینه‌های مختلف به‌صورت کامل و با مکانیسم‌های شناخته شده ایجاد کنیم و مسوولان پای آنها می‌ایستادند امروز صنعت ایران در منطقه حرف اول را می‌زد.

چه سیاست‌هایی پشت زمین خوردن جی‌سی در کشور بود؟

بیشترین ضربه را کشور از عدم شناخت مسوولان از این نوع شرکت‌ها خورده است. اکثر مسوولان فکر می‌کنند ترکیب مهندسین مشاور و پیمانکار می‌تواند سازنده یک مجتمع صنعتی باشد در حالی که مطلقاً اینطور نیست، من از بیش از ده شرکت بزرگ GC دنیا در امریکا، اروپای غربی، کانادا و برزیل بازدید کرده‌ام. برای چندین روز در هر شرکت وقت گذاشتم، و همه روش‌های آنها را بررسی و شناخت پیدا کردم. اینطور نبود که از روی یک صفحه کاغذ بخوانم و فکر کنم که حالا می‌توانم جی سی راه‌اندازی کنم. ساعت‌ها حرف‌هایشان را گوش کردم تا یاد بگیرم که آنها چه مسیرها و چه روش‌هایی را طی کرده‌اند تا به اینجا رسیدند، بدون شناخت از نوع تشکیلات، توانایی‌های آنها، شکل آموزش و تربیت نیرو و همکاری تنگاتنگ با آنها نمی‌توان به راحتی به نتیجه رسید.

وقتی مپنا ایجاد شد مدیرعامل و معاونین آنها مجبور بودند که در کلاس‌های آموزشی شرکت اگرا حضور یابند و روش‌های آنها را یاد بگیرند تا آن سیستم را کاملاً درک کنند و ببیند چطور باید عمل کنند، و همه مهندسین در این کلاسها حضور یافتند، روش‌های طراحی و برنامه‌ریزی و… را دقیقاً آموزش دیدند در دو پروژه با همکاران کانادایی تنگاتنگ کار کردند تا مپنا به وجود آمد!ا

نخستین شرکت جی سی کی و توسط چه کسانی راه‌اندازی شد و آیا هنوز آثاری از آن میبینیم؟

سال 56 سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران با شرکت آستین امریکا قرارداد می‌بندد که آن شرکت‌ها را در سازمان گسترش ایجاد کند همان کاری که در مپنا با اگرا از کانادا اتفاق افتاد. من هم مپنا را که ایجاد کردم با وجود همه تهمت‌ها مبنی بر اینکه این روش امریکایی است و این آدم غرب زده است با اگرای کانادا قرارداد بستم. خواستم سه سال بیاید در مپنا و چارچوب درست یک جی سی را به کارکنان شرکت یاد دهد.

آستین هم قرار بود سال 56 همین کار را بکند، پس کاری که آستین می‌خواست در سال 56 انجام دهد، شرکت اگرا با 17 سال تاخیر در سال 73 و 74 برای مپنا کرد، اگر در بخش‌های دیگر صنعتی هم این‌کار به صورت کامل‌تر ادامه پیدا می‌کرد، امروز شرایط دیگری در صنعت کشور می‌داشتیم، هرکاری یک معلم دارد. چطور امروز برای هرکاری حاضریم معلمی را قبول کنیم ولی برای این کارهای به این مهمی به فکرمان نمی‌رسد که معلمش را بیاوریم. و می‌خواهیم مثل گندم دیم رشد کند! اکثر مسوولان ده‌ها بار خارج رفتند صدها پروژه را بازدید کردند ولی اکثرشان نخواستند کنکاش کنند تا ببینند یک شرکت و پروژه موفق چگونه به نتیجه رسیده است.

تجربیاتتان را از بازدید از بزرگ‌ترین جی سی‌های دنیا که می‌توانستند برای ما الگویی باشند برایمان تعریف کنید؟

من سال 70 از سد «ایتایپو.» در مرز برزیل و پاراگوئه بازدید کردم. این سد امروزه دومین سد بزرگ دنیاست. 8 کیلومتر طول تاج آن است و 12 هزار مگاوات برق تولید می‌کند. سد به‌صورت وزنی و بتنی ساخته شده است، یک چنین غولی در مرز برزیل و پاراگوئه با تمام تجهیزات و مهندسان برزیلی ساخته شد. پروژه با قیمت پیش‌بینی شده در زمان تعیین شده در برزیل تمام شد. این توانایی چطور حاصل شد؟ سد «تری گرجس» را در چین ساختند، بزرگ‌ترین سد دنیاست 18 هزار مگاوات برق تولید می‌کند، سازنده سد و تجهیزات آن هم چینی است، آنهم در زمانبندی تعیین شده به اتمام رسید، آنچه عملاً باعث شد «سد ایتایپو» در برزیل توسط برزیلی‌ها و سد «تری گرجس» در چین به‌وسیله چینی‌ها ساخته شود، ایجاد شرکت‌هایی بود که توانایی به خدمت گرفتن صدها شرکت مختلف در کنار هم برای این پروژه‌های بسیار بزرگ و سنگین را داشتند، اگر چین و برزیل توانستند، چرا ما نتوانیم؟!

 

پایان مقاله ی “شرکت‌های «جی‌سی» حلقه مفقوده دانش اقتصادی ایران” ./

 

Check Also

5قدم تا خلاقیت

5قدم تا خلاقیت     شما یک فرد خلاقید! من از کجا میدانم؟ به این …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *