شرکت‌های «جی‌سی» حلقه مفقوده دانش اقتصادی ایران (قسمت سوم)

شرکت‌های «جی‌سی» حلقه مفقوده دانش اقتصادی ایران (قسمت سوم)

همراهان همیشگی آکادمی موفقیت الماسیان می توانید دو قسمت قبلی این مقاله را نیز در قسمت مقالات سایت الماسیان مطالعه کنید.

موفق‌ترین شرکت‌های جی سی در کدام کشورهای جهان فعالیت دارند؟

امروزه، امریکا، کانادا، اروپا، ژاپن، کره، چین، هند و برزیل در رشته‌های مختلف صاحب این توانایی هستند، ما هم باید توجه کنیم بدون داشتن دانش طراحی و توان جمع کردن پروژه، رسیدن به این توانایی ممکن نیست و نمی‌توانیم از عهده اجرای پروژه‌های بزرگ در رقابت برآییم. ولی اگر بخواهند به این توانایی برسند لازمه‌اش طی مسیر از راه درست است. مجموعه مهندسانی که واقعا بتوانند به‌طور کامل با نرم افزارهای روز دنیا بهترین طراحی را ارائه دهند و در کوتاه‌ترین زمان کار را به سرانجام رسانده و اجرایی کنند. این نقطه قوت آن مجتمع‌های توانا است.

فلسفه وجود این شرکت‌ها در کشور چه بود؟

فلسفه وجود این شرکت‌ها بالا بودن توانایی ملی و استفاده بهینه از پتانسیل‌های ایجاد شده در کشور است. در کشور کارخانجات زیادی برای ساخت تجهیزات مختلف سرمایه‌گذاری شده بود صنایعی مانند ماشین‌سازی اراک، سدید، آذرآب و بنیاد اسفراین و ده‌ها مجتمع صنعتی دیگر، شرکت‌هایی بودند که پتانسیل‌های بالای اجرایی داشته و دارند و اکثر آنها در غرب آسیا نمونه‌اند ولی هیچ‌وقت از نصف ظرفیت آنها استفاده نشده است. مسوولانی که در صنعت بودند از نفت و نیرو ایراد می‌گرفتند که چرا فقط به خارجی‌ها کار می‌دهند. آنها هم پاسخشان این بود شما اگر ظرفیت دارید در مناقصه یک پالایشگاه یا پتروشیمی یا نیروگاه شرکت کنید و اگر توانستید رقابت کنید! ولی اشکال اینجا بود که این شرکت‌ها سازنده تجهیزات بودند و نه طراح به‌طور مثال یک نیروگاه!

با تجربیاتی که در قسمت‌های مختلف اجرایی دارید مشکل کار را در کجا می‌دانستید؟

به دلیل اینکه در هر دو بخش صنعت و وزارت نیرو فعالیت کرده بودم، می‌دانستم که این حلقه مفقوده جایش یکجای دیگر است. موضوع این نبود که آنها نخواهند کار بدهند و اینها هم نخواهند کار کنند بلکه آن نخ تسبیح که بخواهد این سازنده‌های داخلی را کنار هم بچیند وجود نداشت و بایستی به وجود می‌آمد.

از حدود 50 سال پیش تاکنون، ایران بزرگ‌ترین تجهیزات ساز غرب آسیا است. این همه تجهیزات‌سازی حجیم و سنگین سرمایه‌گذاری بزرگی است که از درآمدهای نفت انجام شده است باید برای کشور بازدهی داشته باشد. بازدهی این نیست که فقط اسکلت‌های سنگینی بسازیم که کیلویی سه دلار ارزش افزوده دارند. بلکه باید تجهیزات پیچیده صنعتی که ارزش افزوده آن بالای کیلویی 20 دلار باشد در آنها ساخته شود. با یک ورق اس دی 52 هم می‌توان اسکلت فلزی و هم راکتور ساخت. حال اگر با همان ورق راکتور ساخته شود کیلویی 20دلار ارزش خواهد داشت و اگر اسکلت فلزی ساخته شود کیلویی 5 دلار قیمت پیدا می‌کند. بنابراین به نفع کشور است که این سرمایه‌گذاری‌ها به سمت ساختن تجهیزات با ارزش افزوده بالا بروند.

اگر این حلقه مفقوده درست نشود تجهیزات ساز مجبور است کار با ارزشی پایین تولید کند این درحالی است که ماشین‌آلات صنعتی آنها با قیمت‌های بالا برای کارهای مهم‌تر خریداری شده‌اند.

اگر امروز کارخانه‌یی مثل آذرآب بخواهد ایجاد شود باید بیش از 300 میلیون دلار سرمایه‌گذاری کرد. حال بازدهی این 300میلیون دلار در سال در صورتی است که اگر 30هزار تن ظرفیت سالانه دارد، باید محصول با کیفیت از آن گرفت نه ارزان قیمت. اگر محصول ارزان قیمت گرفته شود یعنی سرمایه را دور ریخته‌ایم. از مجموعه سرمایه‌گذاری‌های صنعتی کشور می‌توان بخش عمده تجهیزات پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها، تاسیسات، معدنی و نیروگاه‌ها را ساخت و نیازی نیست این تجهیزات را از چین یا کره جنوبی وارد کنند. متاسفانه آنچه باعث نگرانی است، بی‌توجهی به اصل موضوع و پرداختن مشکل به آن در طول 20ساله گذشته است که عملا باعث شده به‌جای روش‌های شناخته شده، از مهر عدم ساخت یا ابزار‌های حکومتی استفاده کنند!

خودتان شخصا چه مسوولیتی را احساس کردید که شروع به راه‌اندازی جی‌سی کردید؟

من ناراحت بودم که چرا اول انقلاب به وجود شرکت‌هایی مانند پادیکو و فیدکو و ایوا و تکنیکان توجه نکردیم و آنها منحل شدند. بعد از بین رفتن آن شرکت‌ها نیز هیچگاه شعور و دانش راه‌اندازی دوباره آنها را پیدا نکردیم. در حوزه مسوولان ملی، سیاست‌گذارانی که برای کشور سیاست‌گذاری می‌کردند باید شناخت لازم را به دست می‌آوردند. باید توجه می‌کردند که شرکت‌هایی مثل «اسنم پروجتی» «انی» یا «توتال» که سازنده هیچ نوع تجهیزاتی نیستند چطور قرارداد یک پالایشگاه یا نیروگاه یا مجتمع صنعتی را به‌عهده می‌گیرند و با کیفیت مطلوب و زمان توافق شده آن را تحویل می‌دهند؟

زمانی‌که در وزارت صنایع سنگین مسوول بودم کاملاً با این مساله واقف شده بودم، به همین دلیل هم مصر بودم که شرکت مدیریت طرح‌های صنعتی ایران را برای این‌کار تجهیز کنم. اما وزیر و رییس سازمان گسترش وقت مخالف بودند و عملا این کار در آن زمان نتیجه نداد. بعد در وزارت نیرو با حمایت شخص وزیر شرکت‌های مپنا و فراب شکل گرفتند. شاید اگر واقعا وضعیت ارز کشور با بحران مواجه نمی‌شد و اجازه می‌دادند که شرکت‌های خارجی بیایند باز هم کسی دنبال حرف من نمی‌رفت.

از روی شرکت‌های مپنا و فراب بعداً الگوبرداری کردند و شرکت پتروپارس راه‌اندازی شد. من نیز حدود 6 ماه برای شرکت پتروپارس وقت گذاشتم تا آنجا را سامان دهم اما چون دیدم شکل دادن چنین مجموعه‌یی در آنجا خیلی خواستار ندارد و استقبال خیلی زیادی نیز از آن نشد، دیگر پیگیر نشدم. هرچند شرکت پتروپارس به صورت شکلی و نمادین بزرگ شد ولی هیچ‌وقت نتوانست از نظر ماهیتی یک طرح واقعی برای صنعت نفت گردد.

آیا می‌شود گفت که شرکت‌های GC زمین خوردند؟

نمی‌شود گفت آنها زمین خوردند. در سال 78 با ورودم به مجلس دوره ششم عملا از کارهای اجرایی فاصله گرفتم. آن شرکت‌ها هم در اختیار کسان دیگری قرار گرفت و اداره‌اش نیز به افرادی دیگر محول شد. وزرا عوض شدند و سیاستشان هم تغییر کرد. عملا از این شرکت‌ها با اهداف قبلی حمایت نشد تا روزبه روز قوی‌تر شدند، اکثر آنها ظاهرشان رشد کرد ولی درونشان که دانش و تکنولوژی و شناخت همه‌جانبه بود خالی شد!

خسارت‌های ناشی از درست عمل نکردن نخستین شرکت اینچنینی در ایران را تاکنون چگونه ارزیابی می‌کنید و اگر این شرکت‌ها در حال حاضر بودند و موفق عمل می‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟

خسارت‌های ناشی از عدم توجه به ماهیت و شرایط ایجابی آنها را نمی‌توان به صورت عدد و رقم بیان کرد و مثال عینی آن فراب و مپنا در زمان ریاست‌جمهوری آقای هاشمی‌رفسنجانی شروع به فعالیت کردند ولی سازمان برنامه و بودجه به‌هیچ‌وجه نمی‌خواست از روش‌های گذشته خارج شود و این نوع شرکت‌ها را نوعی تحمیل می‌دانست که به اجبار و دستور رییس‌جمهور پذیرفته بودند. عملاً روح قضیه را نپذیرفته بودند. وزارت نفت همان موقع نمی‌پذیرفت، حتی زمانی هم که پتروپارس به وجود آمد باز آن را بصورت تحمیلی پذیرفتند. بعد از آن در وزارت نیرو نیز تغییراتی روی داد که آن تغییرات باعث شد به‌طور کل مسیر آن شرکتها عوض شود.

اگر واقعا ایجاد پالایشگاه‌های نفت، پتروشیمی توجه می‌شد و شرکت‌هایی که از سازمان برنامه مجوز می‌گیرند، پتانسیل مهندسی طراحی لازم را می‌داشتند، امروز شاهد وجود شرکت‌هایی صرفاً در حد اسم نبودیم. اما چون عملا چنین استانداردی وجود نداشت خیلی از شرکت‌ها ادعای توانایی کردند و گفتند که می‌توانند یک پروژه را به صورت کامل انجام دهند. انجام هم دادند، حال در زمان طولانی‌تر، با قیمت بالاتر و کیفیت پایین‌تر. دلیل این نوع کار کردن هم در نظر نگرفتن عامل اصلی یعنی عدم توجه به دانش طراحی و اخذ کمک مناسب و برنامه‌ریزی برای جذب آن و تربیت مهندسین طراح در سطح استانداردهای روز دنیاست، بنابراین کماکان این موضوع به عنوان حلقه مفقوده باقی ماند و عملا نتوانستیم آنچه باید انجام می‌شد و کشور را کاملاً بی‌نیاز می‌کرد، اتفاق نیفتاد، مادامی که به این مساله به‌طور جدی توجه نشود، کشور در بخش‌هایی که باید سرمایه‌گذاری شود مثل صنایع معدنی و پتروشیمی و نفت یا صنایع غذایی و دارویی نیاز به سرمایه‌گذاری برای تشکیل این پتانسیل‌های مهندسی طراحی دارد تا بتواند از امکانات و سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در بخش تجهیزات‌سازی کشور به‌نحو مطلوب استفاده کنند.

 

پایان مقاله ی “شرکت‌های «جی‌سی» حلقه مفقوده دانش اقتصادی ایران (قسمت سوم)”

قسمت آخر این مقاله را نیز درسایت الماسیان بخوانید.